


ابن ابی الحدید در شرح نهج البلاغه خود می نویسد:
خطبه غراء و استدلالی فاطمه علیهاسلام بر ابوبکر گران آمد. پس به منبر رفت و
گفت: ای مردم این سخن ها چیست که می شنوم؟! این آرزوها در عهد رسول خدا
کجا بود؟! آگاه باشید هر کس شنیده بگوید و هر کس دیده تکلم نماید. او (یعنی
امیرالمومنین علیه السلام ) روباهی است که شاهدش دم اوست و او ملازم است
با هر فتنه و آشوبی و چون فتنه خاموش گردد می گوید دوباره آن را شروع کنید و
آتش فتنه را برانگیزید. از افراد ضعیف ـ مانند ام ایمن ـ کمک می گیرد و از
زنان – مانند فاطمه – یاری می جوید.
فدک کجاست؟ چگونه به پیامبرصلی الله علیه وآله وسلم رسید؟ به چه دلیل به حضرت فاطمه سلام الله علیها به ارث رسید و سرانجام آن چه شد؟
فدک یکی از دهکده های آباد و حاصل خیز نزدیک خیبر است و تا مدینه، ۱۴۰
کیلومتر فاصله دارد. درسال هفتم هجری، قلعه های خیبر، یکی پس از دیگری فتح
شدند و قدرت مرکزی یهود در هم شکست و ساکنان فدک تسلیم شدند و در برابر
پیامبر متعهد شدند که نیمی از زمین ها و باغ های خود را به آن حضرت واگذار
کنند و نیمی دیگر را برای خود نگه دارند و افزون بر این، آنها کشاورزی سهم
پیامبرصلی الله علیه وآله وسلم را هم به عهده گرفتند تا در برابرش مزدی
دریافت کنند. سرزمین هایی که بدون هجوم نظامی به دست مسلمانان می افتند، به
شخص رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم تعلق دارند و او هر گونه بخواهد، می
تواند در آنها تصرف کند. وقتی آیه «و آتِ ذَالقربی حقّه و المسکین و ابن
السبیل و لاتبذّر تبذیر»۱ نازل شد، پیامبر اسلام، دخترش فاطمه سلام الله
علیها را خواست و فدک را به او داد.
مصحف فاطمه سلام الله علیها کتابی است که به املاء جبرئیل و خط امیر المؤمنین علیه السلام نوشته شده و در آن تمامی حوادث واتفاقات آینده عالم تا روز قیامت ثبت شده و چیزی در باره حلال و حرام در آن وجود ندارد .
این مطلب از روایات فراوانی استفاده میشود که ما به دو روایت بسنده میکنیم که با تدبر در همین دو روایت ، به جواب تمام سؤالاتتان خواهید رسید .
روایت شده: فاطمه (س) به اسماء بنت عُمَیْس فرمود: من ناپسند مىدانم آنچه را که با آن جنازهى زنان را حمل مىکنند (۱) که پارچهاى روى جنازهى آنها مىاندازند و جسم آنها از زیر پارچه پیدا است، و هر کس آن را دید تشخیص مىدهد که مرد است یا زن، من ضعیف شدهام و گوشت بدنم گداخته شده، آیا چیزى نمىسازى که مرا بپوشاند.
اسماء گفت: آن زمان که در حبشه بودم (۲) مردم حبشه براى حمل جنازه چیزى را که پوشاننده بدن بود ساخته بودند، اگر مىخواهى مثل آن را بسازم.
فاطمه (س) فرمود: آن را بساز.
اسماء تختى طلبید و آن را به رو انداخت، سپس چند چوب از شاخهى خرما طلبید و آن را بر پایههاى آن تخت، استوار کرد و سپس پارچهاى روى آن کشید (شبیه عِمارى درآمد) و به فاطمه (س) عرض کرد: تابوتهاى مردم حبشه، این گونه است.
فاطمه (س) آنرا پسندید و به اسماء فرمود: خدا تو را از آتش دوزخ محفوظ بدارد، مانند این تابوت براى من بسازد و مرا با آن بپوشان.
و نقل شده وقتى که حضرت زهرا (س) آن تابوت را دید خندید، با توجه به اینکه بعد از رحلت رسول خدا (ص) هیچگاه تبسّم (لبخند) نکرده بود و فرمود: این تابوت، چقدر زیبا و نیکو است که مانع مشخص شدن زن و مرد مىشود! (۳)
پی نوشتها:
1ـ گویا تابوت آن زمان همانند نردبانى بدون دیوار بوده، و جنازه را روى آن مىگذاشتند، و جنازه مشخّص مىشد.
۲ـ اسماء همسر جعفر طیّار بود، و حدود پانزده سال همراه جعفر در حبشه به سر برد و بعد از شهادت جعفر، همسر ابوبکر شد، محمد بن ابوبکر پسر او است (مترجم).
۳ـ کشف الغمّه ج ۲ ص ۶۷ به نقل از ابن عبّاس.
بی حجابی خانم ها چه ضرری
برای دیگران دارد؟
در پاسخ به این سؤال
بایستی گفت اسلام از حجاب چه می خواهد؟ اسلام می
خواهد انواع تلذذهای جنسی، چه بصری و لمسی و چه نوع دیگر را به محیط خانوادگی و ازدواج قانونی اختصاص
دهد و اجتماع منحصراً برای کار و فعالیت باشد، برخلاف سیستم غربی عصر حاضر که کار و فعالیت را با لذت
جویی های جنسی به
هم می آمیزد، اسلام خواستار این است که این دو محیط را کاملاً از یکدیگر تفکیک کند.
بطور خلاصه برخی ضررهای رعایت نکردن پوشش مناسب بانوان را
در اين مقاله مطرح خواهيم كرد.
الف) برهم خوردن آرامش روانی
هنگامی که مردان و زنان در جامعه با حالتی برانگيزاننده
ظاهر و هر لحظه با صحنه ای وسوسه انگیز مواجه شوند، هوس ها و امیال نفسانی در افراد
جامعه بیدار شده
و از آنجا که نفس انسان با رسیدن به یک هوس سیر نمی شود و این هوسبازی همچون شعله ی آتشي می ماند که
هر چه هیزم به آن می رسد فروزان تر می شود، و از طرفی همه ی هوس ها پاسخ خود را نمی یابند و نمی توانند
بیابند، فشار های عصبی و هیجانات
روحی کم کم زیاد شده و نتیجه ی آن به شکل استرس، نگرانی، تفرق حواس،
بداخلاقی و ... ظاهر می شود.
در
مورد احكام دینی از سه جهت مختلف میتوان بحث كرد و پرسید:
الف ـ گاهی پرسیده میشود كه دلیل فلان حكم چیست؟ مثلاً اگر كسی پرسید
دلیل وجوب نماز بر یك مسلمان چیست در پاسخ یك فقیه میگوید: دلیل یا مدرك
یا مستند این حكم، آیه شریفه «یا ایها الذین آمنوا أقیموا الصلاه» یا فلان
روایت است. منابع احكام فقهی یا انواع ادله فقهی ما عبارت است از:
1. كتاب الهی 2. گفتار، كردار و امضای معصومین3. اجماع فقها با شرایطی خاص
كه در اصول فقه مشخص شده است 4. عقل با شرایطی كه در محل خودش آمده
است.
به عبارت دیگر هر حكم شرعی كه ما در رسالههای عملیه داریم و درفقه شیعه
آمده است باید دلیلش در یكی از این چهار منبع یافت بشود.
آيا به
اين موضوع که مردان چه نقشي درمحيط خانواده واجتماع درخصوص رعايت حجاب توسط زنان و
دختران ( البته زنان ودختراني که منتسب به آنها مي باشند ، مانند همسر وفرزندان
دختر ) مي توانند داشته باشند ، انديشيد ه ايد ؟
بديهي است هيچ مسلماني درخصوص سرنوشت دنيوي واخروي اعضاي خانواده خود نمي تواند بي
تفاوت باشد ، مگرانسان هاي نادري که قيد هرگونه مسئوليت پذيري را زده باشند ويا به
دليل بي اعتقادي به معاد به سعادت اخروي خانواده خود نيانديشند.
حتما ديده ايد پدرومادراني را که وقتي مشکلي دنيوي براي يکي ازفرزندان آنها رخ مي
دهد، چگونه خود را به آب وآتش مي زنند تا آن را حل کنند واين حاکي ازمسئوليت پذيري
آنهاست واين ويژگي شامل همه افرادي است که فرزندان خود را دوست مي دارند و علاقمند
به خوشبختي آنها دردنيا هستند . واما اوليايي که ازايمان واعتقاد ديني لازم
برخوردارند ، علاوه براين که درمقابل مشکلات دنيوي فرزندان خود احساس مسئوليت مي
کنند به همان اندازه وبلکه بيشتر ازآن در مقابل سعادت اخروي آنان مسئوليت مي
پذيرند واگر چيزي سعادت اخروي فرزندانشان را تهديد کند براي رفع آن با تمام وجود
کوشش مي کنند .
مسئوليت پذيري درمقابل اعضاي خانواده يک آموزه قرآني است وعمل به مقتضاي آن ، عمل
به يک وظيفه ديني است . قرآن کريم درآيه شش سوره تحريم مي فرمايد: « اي کساني که
ايمان آورده ايد ، خود وخانواده خويش را ازآتشي که هيزم آن انسان وسنگ هااست ، نگه
داريد » پس برسرپرست خانواده لازم است اعضاي خانواده اش را به سوي تقوا وطاعت الهي
سوق دهد وآنها را از معاصي بازدارد ودرچنين صورتي است که به وظيفه ايماني خود در
برابر خانواده اش عمل کرده است .
ضمنا با اين وصف وظيفه مردان دربرابر حجاب همسران و دخترانشان نيز روشن مي شود .
پيش ازاين ، گفتيم که بي حجابي زنان ،هم براي دنياي انسان ها و هم براي آخرت آنان
خطرناک است . زن بي حجاب ، هم خود به سوي آتش روان است وهم ديگران را به سوي آتش
دعوت مي کند. بنابراين ، برپدران وهمسران با ايمان لازم است فرزندان دختر وزنان
خود را از بي حجابي بازدارند واين وظيفه اي سنگين برعهده سرپرست هر خانواده است
،خصوصا درشرايطي که بي حجابي در جامعه شايع باشد. درحالي که بي تفاوتي مردان نسبت
به حجاب همسرو فرزندان دختر خويش ، سبب مي شود بي حجابي توسط زنان ودختراني که
متمايل به آن هستند ، به درون جامعه راه يابد که البته درنتيجه چنين امري نيز هم
خانواده ها وهم اجتماع آسيب خواهند ديد . بنابر اين ، مردان با ايمان ،که غيرتمندي
ازنشانه هاي آنهاست ، تحت هيچ شرايطي نبايد به زنان ودخترانشان اجازه دهند که راه
انحرافي بي حجابي را بپيمايند و با بي حجابي خود باعث انحراف ديگران شوند.
نمی دانید واقعا نمی دانید چه لذتی دارد وقتی سیاهی چادرم دل مردانی را که چشمشان به دنبال
خوش رنگ ترین زن هاست را می زند نمی دانید که چه لذت بخش است وقتی وارد مغازه ای می شوم و می پرسم آقا این ها قیمتش چنده ؟ و فروشنده جوابم را نمی دهد دوباره می پرسم آقا این ها چنده ؟جوابی نمی شنوم کمی که دقت می کنم می بینم فروشنده محو موهای مش کرده و بیرون آورده شده زن دیگری استو اصلا هیچ نگاه و توجهی به من ندارد خوشحال می شوم و از مغازه بیرون می روم نمی دانید چه لذتی دارد وقتی مرد هائی که به خیابان می آیند تا با دیدن دختر خانم های آرایش کرده و نیمه برهنه لذت ببرند ذره ای به من نگاه نمی کنند و محل نمی گذارند نمی دانید واقعا چه لذتی دارد وقتی شاد و سرخوش در خیابان قدم می زنم درحالی که دغدغه این را ندارم که شاید گوشه ای از زیبائی های ساختگیم پاک شده باشد تا خود را با دلهره به نزدیک ترین محل امن برسانم و خود را کنترل کنم و زیبائی از دست رفته ام را به صورتم باز گردانم نمی دانید واقعا نمی دانید چه لذتی دارد وقتی در خیابان و دانشگاه و... راه می رومو صد قافله دل کثیف همراهم نیست به این دلیل که صورت های آرایش کرده و لباس های آنچنانی برخی دختر خانم ها دلهای آنها را از قبل ربوده و من دیگر در دل آنها جا ندارم نمی دانید واقعا نمی دانید چه لذتی دارد وقتی جولانگاه نظرهای ناپاک و افکار پلید مردان شهرم نیستم فقط به این خاطر که برهنگی های برخی دختر ها نظر آن مرد ها را به خود جلب کرده است نمی دانید واقعا نمی دانید چه لذتی دارد وقتی می بینم که می توانم اطاعت خدایم را بکنم نه هوایم را و این اراده را خدا فقط به خاطر پوشیده بودنم به من داده است نمی دانید و واقعا نمی دانید که چه لذتی دارد وقتی کرم قلاب ماهی گیری شیطانبرای به دام انداختن مردان هرزه شهرم نیستم چون شیطان از برهنه تر ها بعنوان کرم قلابش استفاده می کند. نمی دانید و واقعا نمی دانید چه لذتی دارد وقتی در خیابان راه می روم در حالی که یک عروسک متحرک نیستم که باهام بازی کنند بلکه تنها یک رهگذرم نمی دانید چه لذتی دارد وقتی که چادرم در برابر باد و بوران های شدید آنچنان مقاومت می کند تا ذره ای از بدنم را در معرض دید پسران و مردان هرزه قرار ندهد نمی دانید واقعا چه لذتی دارد وقتی با چادر به کافی نت سر خیابان می روم همه با یک نگاه مسخره کننده از کنارم رد می شوند ولی من آن قدر اراده دارم که رضایت خدا را با این تمسخرها عوض نکنم نمی دانیدکه چه لذتی دارد وقتی با حجابی وقتی که با چادری انگار حس می کنی خدا دوستت دارد حس می کنی به خدا نزدیک شده ای نمی دانید واقعا نمی دانید چه لذتی دارد این حجاب خدایا لذتم مدام باد
زن بی حجاب و بد حجاب با طرز پوشش و سخن
و ناز و عشوه های خود ناخودآگاه می گوید :
من به ظاهر مسلمانم اما در عمل خیر
و به خدا و قیامت چندان اعتقادی ندارم
و ظاهرم گواه روشنی از باطنم است
خداوند علیم می فرماید:
ای پیامبر بگو هرکس بر طبق روش و باطن خود عمل کند
پس پروردگار شما آنان را که راهشان نیکوتر است
بهتر می شناسد
به قول شاعر :از کوزه همان برون تراود که در اوست
این قبیل زنان با حرکات تحریک آمیز خود اظهار می کنند که
شوهر و پدر و برادرشان نسبت به ناموس
غیرت و مردانگی از خود نشان نمی دهند زیرا اگر غیور بودند
اجازه نمی دادند آنها این گونه پا به محیط بیرون بگذارند
پیام این زنان آن است که من گلی خوشبو هستم که با آرایش
و ناز و کرشمه همه از بویم استشمام می کنند
و من با صرف وقت برای آرایش و زیبا سازی خود
می خواهم دل های مردان هرزه را به خود متوجه سازم
و با این کار مورد نظر آنها قرار گیرم
و شهرتی به دست آورم و کمبود هائی را
که در وجودم است جبران کنم
زیرا می بینم بعضی از انسان ها مورد احترامند
و از مقام و شخصیت بالائی برخوردار اند
اما من به ناچار می خواهم با ناز وعشوه و
حرکات شهوت انگیز مورد احترام قرار گیرم
ولی افسوس در همان لحظه ای که مرد هرزه ای نگاهم می کند
در خود احساس شخصیت و غرور کاذب می کنم
ولی بعد دچار اضطراب و سر در گمی می شوم
و تمام آن کمبود ها و عقده ها در وجودم
نه تنها کم نمی شود بلکه شدت می یابد
اگر نتوانستم کسی را شکار کنم و یا
در اثر تقوی وغیرت جوانی نگاهم نکرد
(آلان از این جور جوان ها هست؟)
برایم ناراحت کننده است بطوریکه
می خواهم از درون فریاد برآورم که
"کسی به من توجه کند "
شما چه فکر می کنید ؟
محجبهها زنترند!
یکم. بارها پیش آمده به دوروبریهایی که حجاب نصفهنیمه داشتهاند گفتهام: «تو که مانتو میپوشی، آستین بلندشو بپوش خب، نصف دستت که معلومه» یا «تو که زیاد اهل آرایش نیستی، این یهدونه رژم نزن خب» یا «موهات اومده بیرون» یا «جوراب بپوش، پاهات جلب توجه میکنه»
و البته جواب شنیدهام: «ای باباااا، تو مثل اینکه خیابونارو ندیدی، اینهمه خوشگل ریخته تو خیابون، کی به این یهوجب دست من نگاه میکنه» یا «الان دیگه همه دافن، رژ من توجه کسی رو جلب نمیکنه» یا «اون مال قدیما بود، الان دیگه همه پاهاشون معلومه» یا «موی همه معلومه، این یهتار موی من چیزی نیس»
در مقابل، باحجابها. باحجاب یعنی کسی که حجاب را کامل، با تمام حدود اسلامیش یا درصورت تمایل بیشتر از آن (مثلاً پوشاندن گردی صورت)، با علاقه و میل خودش، رعایت میکند. فکر میکنید آسان است توی گرما و ترافیک و شلوغی، با بندوبساط کیف، لپتاپ و یا احیاناً بچه، پنچمتر پارچه را دور خود پیچیدن؟ ساق زدن، برای اینکه مبادا نیم سانت بیشتر دیده شود؟ روسری را محکم دور صورت گیره زدن که زیر چانه دیده نشود و موبیرون نیاید؟ جوراب کلفت پوشیدن تو هلهل گرما؟ چه ذهنیتی باعث میشود اینها مثل گروه اول «یه تار مو، یهدونه رژ، یهوجب دست و یهذره پا»ی خود را گم ندانند بین این همه دست و سر و پا و لبی که ریخته کف خیابانها؟!
باحجابها اعتماد بهنفس بیشتری دارند. رضایت بیشتری دارند از بدن خود. به اصطلاح روانشناسهاbody image شان مثبت است. تصور میکنند زنانگیشان در همان «یهتار مو و یه ذره دست» هم پیدا و تاثیرگذار است. برای این زنان ساقپا و لبشان ارزش ج.ن.سی دارد، به همینخاطر است که نسبت به پوشاندنش اهتمام دارند. این زنان خود را زنی همچون دیگر زنان مکشوفه در خیابان نمیدانند. بدن خود را حاوی مقادیر زیادی از ارزشهای زیباییشناسانه میدانند و نسبت به حفظ این زیباییارزشمند حساساند. به خاطر همین است که زنان محجبه در زندگی زناشویی خود هم موفقترند. اعتمادبنفس عنصر مهمی است در زناشویی و زنان محجبه اعتمادبنفسشان بالاتر است.
زنان مکشوفه اعتمادبنفسشان کمتر است. تصور می کنند در روابط خود در اجتماع، چیزی کم دارند و باید این کمبود را با توسل به زنانگیشان جبران کنند. باید توی دستشوییهای عمومی تقلای برخی زنان را برای تجدید آرایش ببینید تا این حرف برایتان ملموس شود. آنچه باعث میشود هیلاری کلینتون وسط صحبتهای دیپلماتیک یاد رژلبش بیفتد کمبود همان اعتمادبنفس است.
دوم. یکی از دلائل دیگری که نسوان مکشوفه اعتمادبنفس کمتری راجع به بدن خود دارند اینست که خود را در معرض قضاوت مردان زیادی قرار می دهند و خب، بدیهی است که مردان مختلف، سلیقههای مختلف هم دارند. دختری را میشناختم، سفید و بور. خوشگل بود، از این تیپهایی که بهشان میگویند خارجی! یکبار دوستپسر نامردش بهش گفته بود: «زن باس سبزه و نمکی باشه، نه اینطوری شیربرنج!» این دختر هم کلی دمغ شده بود و طفلک آمده بود میپرسید: من بیرنگ و رو هستم؟!
گفتم: «نه عزیزم، تو بیرنگ و رو نیستی، خیلی هم خوشگل و اروپایی(!) هستی. منتها ایرادت اینه که خودت رو الکیالکی عرضه کردی به هربیسروپایی که بتونه دربارهت نظر بده. زن باس خودشو فقط به مرد زندگیش نشون بده! کسی که خودش، با میل ورغبت اومده طرف آدم، مرد باس منت زنو بکشه، تا قدرشو بدونه!»